مریخنورد کنجکاوی، با استفاده از فناوری فرود منحصر به فرد و بهربرداری از تکنولوژیهای بسیار پیچیدهای که در ساخت ابزار تحقیقاتی آن به کار گرفته شده است، میرود تا در راستای تکمیلکردن تحقیقات ماموریتهای روباتیک گذشته برای بررسی محیطزیست در مریخ قدم بزرگی بردارد. هدف اصلی همه این ماموریتها بررسی امکان وجود شرایط لازم برای زندگی انسان در کلونیهای مریخی است و به این منظور این روبات به تجهیزاتی مجهز شده تا خاک مریخ را به نحو دقیقتری آزمایش کند. این کاوشگر حدود 5 برابر بزرگتر از خواهران دوقلوی قبلی خود یعنی روباتهای« روح» و «فرصت» است که در سالهای قبل در مریخ کاوش میکردند. با وزنی حدود یک تن و اندازهای تقریبا برابر با یک ماشین کوچک، 10 برابر آن دو روبات، ابزار علمی و آزمایشگاهی با خود حمل میکند. روبات کنجکاوی آنقدر ابزار و حسگر و تجهیزات آزمایشگاهی با خود دارد که باعث شده این روبات ، آزمایشگاه تحقیقات علمیمریخ نامیده شود. این پروژه 3 هزار میلیارد تومانی توسط مرکز جت پیشران ناسا در موسسه فنی کالیفرنیا که سازنده بسیاری از روباتها از جمله روباتهای مریخنورد قبلی نیز میباشد با همکاری شرکتهای بوئینگ و لاکهید مارتین ساخته شده است. این روبات مجهز 4 هدف اصلی دارد که عبارتند از: 1 ـ تعیین توانایی مریخ برای میزبانی از بشر 2 ـ مطالعه آب و هوای مریخ 3 ـ مطالعه زمینشناسی مریخ 4 ـ جمعآوری اطلاعات برای برنامهریزی جهت یک ماموریت سرنشیندار به مقصد مریخ روبات کنجکاوی برای اینکه بتواند این چهار هدف را دنبال کند باید بتواند مواد تشکیلدهنده سطح مریخ از نظر ترکیب و کانیشناسی را بررسی کرده و شباهتها و تفاوتهای آنها را با مواد سطح زمین بررسی کند. همچنین این روبات مجهز به ابزاری برای شناسایی مواد شیمیایی بلوکهای سازنده زندگی (biosignatures) است که به دنبال ردی از حیات احتمالی مریخ در گذشتههای دور میگردد. کنجکاوی همچنین با تحلیل فرآیندهای تشکیل سنگ و خاک در مریخ و روشهای اصلاح آن تلاش خواهد کرد تا آینده این سیاره را تحلیل کند. این روبات همچنین مجهز به یک ایستگاه هواشناسی مجهز است که ضمن ارزیابی جو و بررسی تاثیر آن بر سطح مریخ به باستانشناسی اتمسفر این سیاره خواهد پرداخت. این ایستگاه هواشناسی مجهز با تعیین دقیق وضعیت فعلی اتمسفر مریخ و بررسی چرخه آب و دیاکسید کربن در این سیاره اطلاعات ذیقیمتی در اختیار دانشمندان و مسافران آینده سیاره سرخ خواهد گذاشت. بررسی مشخصه طیفهای الکترومغناطیسی دریافتی از خورشید و تابشهای کهکشانی نیز به دانشمندان کمک خواهد کرد تا میزان خطر سفر سرنشیندار به سطح مریخ را ارزیابی نمایند. حدودا هر دو سال یکبار موقعیت مناسبی در قرارگیری زمین و مریخ نسبت به هم در مدارهایشان به دور خورشید به وجود میآید که با توجه به نزدیکشدن مداری زمین و مریخ به یکدیگر سفرهای فضایی به سیاره سرخ اوج میگیرد. از اینروست که این روزها شاهد آغاز سفر مریخنورد دیگری به نام فوبوس ـ گراست از کشور روسیه به سمت مریخ نیز بودیم که با عدم موفقیت روبهرو شد. این روبات با انرژی هستهای کار میکند و به فناوریهای بسیار پیچیده آزمایشگاهی مجهز است؛ فناوریهایی که در کمتر آزمایشگاهی در زمین یافت میشود، محققان امیدوارند این روبات به سوالات بشر برای امکان زندگی انسان بر مریخ و وجود یا عدم وجود حیات در مریخ حتی از نوع باکتریایی پاسخ قطعی دهد. مریخنورد کنجکاوی بعد از رسیدن به مریخ، فرآیند منحصر به فردی را جهت فرود بر سطح مریخ انجام خواهد داد. بعد از رسیدن به جو مریخ حرارت سپر اولیه در برخورد با جو رقیق مریخ بسیار بالا میرود. از این رو کنجکاوی مجهز به سپر حرارتی است که تا 2100 درجه سانتیگراد را تحمل کرده و روبات را از سوختن و ذوب شدن حفظ میکند. بعد از گذشتن از این بخش و ورود به اتمسفر غلیظ مریخ، چتر بزرگ محموله ارزشمند ناسا باز شده و سرعت را بشدت کاهش میدهد، سپر حرارتی جدا شده و روبات توسط یک پرنده روباتیک دیگر ـ که به آن وصل است ـ به محل فرود هدایت میشود. این پرنده روباتیک با استفاده از فشار ناشی از موشکهای معکوس خود سرعتش را کم میکند و در ارتفاعی حدود 100 متر بالاتر به حالت تعادل قرار میگیرد. در این مرحله کنجکاوی به آرامی و با کمک چندین طناب که به قسمتهای مختلف آن متصل است به روی سطح سیاره قرار میگیرد. به محض لمس سطح مریخ توسط چرخهای کنجکاوی، پرنده روباتیک از محل دور شده و در جایی دورتر و با فاصله از کنجکاوی سقوط میکند. کنجکاوی چند دقیقهای را به بررسی محیط اطرافش میگذراند و سپس آرامآرام سر از لاک خود بیرون آورده و کمکم از حالت فشرده خارج شده و شکل و شمایل واقعی خود را به دست میآورد. در روبات کنجکاوی دیگر خبری از پنلهای خورشیدی برای تامین انرژی الکتریکی نیست. این مریخنورد از یک ژنراتور هستهای یا مینیرآکتور هستهای با تکنولوژی سبز مناسب برای محیطزیست که توسط شرکت بوئینگ ساختهشده، انرژی خود را تامین مینماید. این رآکتور مینیاتوری میتواند تا 99 سال انرژی لازم برای حرکت، دادهبرداری و مخابره اطلاعات مریخنورد کنجکاوی را فراهم آورد. این روبات با دارابودن تفنگ نمونهبرداری لیزری، میکروسکوپهای مختلف، قابلیت فیلمبرداری HD، دوربینهای بررسی در طیفهای نوری مختلف و بسیاری دیگر از تجهیزات و ادوات فوق پیشرفته، نقطه عطفی در طراحی و ساخت کاوشگران روباتی به حساب میآید، اما در درون این روبات امکاناتی بیش از این نیز نهفته است که آن را تبدیل به یک آزمایشگاه تحقیقاتی مدرن کرده، بعد از این که کنجکاوی به کمک بازوی روباتیک خود و متههای مختلفی که در سر آن قرار داده شده است نمونهبرداری از سنگ یا خاک مریخ را انجام داد، نمونه را به داخل خود میبرد. در آنجا نمونه را با دقت آسیاب کرده و به بخشهای مختلف مانند آزمایشگاه تحلیل شیمیایی، مرکز طیفسنجی و آزمایشگاه بررسیهای نانوساختارها میفرستد. هر نمونه در محدوده زمانی چندساعته، دهها آزمایش مختلف را پشتسر میگذارد و اطلاعات به دست آمده به دقت دستهبندی شده و به زمین مخابره میشود. هدف اصلی این روبات پاسخدادن به پرسش مهم امکان زندگی انسان در مریخ است. پرسشی که این روزها ذهن دانشمندان بسیاری را به خود مشغول کرده است. کنجکاوی قرار است بعد از رسیدن به مریخ به مدت یک سال مریخی یعنی زمانی حدود 98 هفته زمینی (حدود 2 سال) به کاوش در سیاره سرخ بپردازد. البته با توجه به تجربه موفق در مریخنورد قبلی« روح» و« فرصت» از همین الان میتوان انتظار داشت که این مریخنورد بزرگ زمان خیلی بیشتری را در مریخ زنده بماند و نگاه ما را به این سیاره کاملا عوض کند.
آزمایشگاه علمی مریخ نام ماموریتی است که طی آن روباتی به نام کنجکاوی (curiosity) قرار است حدود 9 ماه دیگر و پس از سفری فضایی بین سیارهای بر سطح مریخ فرود آید و در دهانه گیل به کاوش بپردازد.
به گزارش خبرگزاری مهر، مدارگرد اکتشافی ماه ناسا از زمان پرتابش تا کنون دریایی از تصاویر را از سطح کره ماه به ثبت رسانده است.
این مدارگرد در ارتفاعی دو برابر ارتفاع پراواز خطوط هوایی تجاری در زمین از ماه فاصله دارد و میتواند جزئیات دقیقی از حفرههای موجود بر روی کره ماه را مشاهده کند.
ناسا به تازگی تصویری مرکب از دهها عکس از قطب شمال منتشر کرده که این منطقه منجمد زمین را در نور روز به نمایش گذاشتهاست.
به گزارش سرویس علمی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، این تصاویر توسط ماهواره ترای ناسا در اوایل سال 2011 ثبت شدهاند که به شکل ماهرانهای تمام منطقه قطبی را در نور روز نشان میدهد.
به تصویر کشیدن این منطقه به طور کامل در نور روز کار بسیار مشکلی است؛ چرا که برخی از بخشهای آن همیشه در تاریکی بهسر میبرند.
در این تصویر میتوان ناحیه گرینلند را در جنوب غربی تصویر به همراه قسمتهایی از اسکاندیناوی، روسیه، ایسلند و جزایر شمال کانادا مشاهده کرد.
در طول زمستان، قطب شمال در تاریکی قرار میگیرد؛ بنابراین این تصاویر در تاریخ 30 ژوئن به ثبت رسیدهاند که برای طرح یک تصویر کلی، ماهواره «ترا» بارها و بارها در زمانبندیهای مناسب برای به تصویر کشیدن مناطق مختلف به آن جا فرستاده شده است.
شامگاه 19 آذرماه 1390 خورشیدی در زاهدان، بام مسجد کوثر میزبان علاقه مندان به آسمان برای رصد ماه گرفتگی بود و این برنامه به همت جمعیت منجمان مهبانگ و کانون تخصصی پژوهشی کوثر با حضور بیش از 70 نفر برگزار شد. در حاشیه این برنامه 5 پروژه علمی با عناوین رصد اختفاهای نجومی، محاسبه قطر ماه، محاسبه فاصله زمین تا ماه، محاسبه طول تعادای از عوارض سطحی ماه و عکاسی علمی دنبال شد. در بخش آغازی برنامه در حدود یک ساعت کارگاهی آموزشی برگزار گردید تا علاقه مندان برای رصد ماه گرفتگی و مشارکت در پروژه های علمی با دانش بیشتری اقدام کنند. موضوعات ارائه شده در این کارگاه: 1. آشنایی با ماه گرفتگی ( خسوف )، نمایش شبیه سازی خسوف دقایقی پیش از وقوع آن و معرفی 2 پروژه علمی رصد اختفاهای کامل و محاسبه طول ناهمواری ها در سطح ماه - بنیامین پیری 2. نحوه مشارکت در پروژه های علمی و عملی، معرفی پروژه محاسبه قطر ماه، فاصله زمین تا ماه و عکاسی علمی از پدیده خسوف - مهندس پوریا پهلوان لحظاتی بعد از غروب خورشید، ماه در حالی که بخشی از آن را سایه زمین فرا گرفته بود، طلوع کرد. با طلوع ماه برنامه رصد آخرین خسوف سال 1391 خورشیدی آغاز شد. رصدگران در قالب 7 گروه رصدی فعالیت های خود را در بخش عکاسی و همچنین مشارکت در پروژه های علمی دنبال می نمودند: پروژه 1 (رصد اختفاهای نجومی) : اختفای کامل ستارگان SAO77003 ، SAO77004 و ZX 73107 در هنگام گرفت کامل ماه و XZ 6643 در زمان بازگشت سایه از روی ماه به صورت بصری با استفاده از ابزار های اپتیکی رصد شدند، اما متاسفانه بنابر رویدادهای پیش بینی نشده زمان سنجی این اختفاها به خوبی انجام نشد و دقت ثبت کاهش یافت. از آنجائیکه این اختفاها توسط اشخاصی رصد می شد که برای نخستین بار مشاهده اختفاهای کامل ستاره ای را دنبال می کردند، این پروژه با وجود عدم زمان سنجی مناسب، قابل ملاحظه بود. پروژه 2 (محاسبه قطر ماه) : بعد از زمان سنجی اولین برخورد سایه زمین با ماه و لحظه آغاز گرفت کامل 52 دقیقه ای ماه، با روابط ریاضی قطر ماه را محاسبه کردیم. در این روابط پارامتر سرعت گردش ماه به دور زمین نیز لحاظ شده بود و در نهایت محاسبه قطر ماه با خطای 30000 ± متر انجام شد. پروژه 3 (محاسبه فاصله زمین تا ماه) : در فرآیند این پروژه از پاسخ تقریبا درست پروژه گذشته استفاده شد. برای محاسبات و نتیجه گیری ثبت های انجام شده از روش زیر استفاده کردیم: در این روش یک مثلث فرضی رسم میکنیم که اضلاع آن مماس بر کره زمین و خورشید هستند ( به این مثلث فرضی مخروط سایه می گویند، ) با توجه به آنچه در پروژه گذشته محاسبه شد، طول مخروط سایه در محلی که ماه از آن عبور می کند را محاسبه می کنیم که عبارت است از سرعت ماه ضرب در فاصله زمانی بین اولین برخورد سایه و خروج کامل سایه زمین از ماه. در نهایت به کمک قضیه فیثاغورث فاصله ماه از زمین را محاسبه شد. توضیح تصویر 1: ثبت رصدی از ماه گرفتگی ، رصدگران: زهره رخشانی و فرهاد ملک رئیسی پروژه 4 (محاسبه طول تعدادی از عوارض سطحی ماه) : بخش مهم و سرنوشت ساز این پروژه را ثبت رصد منظم و دقیق عبور سایه در زمان خسوف جزئی اول و دوم مشخص می کرد. خوشبختانه بعد از باز نویسی ثبت رصدها متوجه شدیم قادر به محاسبه طول تعدادی از این عوارض هستیم. روش راهبردی محاسبه طول عوارض سطحی ماه: فرض کنید می خواهیم طول دریای بحرانها را اندازه بگیریم ، همانند روشی که در پروژه نخست انجام شد می توانیم بگوییم: طول این دریا عبارتست از فاصله زمانی برخورد سایه با ابتدای دریا و انتهای آن ضرب در سرعت ماه پروژه 5 (عکاسی علمی ) : برای ایجاد بستری مناسب برای هدفمندی عکاسی از ماه گرفتگی از عکاسان خواسته شد تا در زمان های سرنوشت ساز ( عبور سایه از نواحی مرزی ماه و یا حتی ورود و خروج سایه از عوارض سطحی ) از پدیده عکاسی کنند، اما با با وجود تلاش های آنان، موفق به ثبت منظم و مناسب لحظات سرنوشت ساز خسوف نشدند تا استفاده بهینه در تحلیل علمی از آن ها شود. خوشبختانه فرصت استفاده از مسجد کوثر زیباشهرِ زاهدان، علاوه بر اینکه به علت ارتفاع ببیشتر نسبت به ساختمان های اطراف امکان رصد خسوف از بدو طلوع ماه از افق را به ما می داد، بستر مناسب را برای اقامه نماز آیات برای کلیه شرکت کنندگان را نیز ایجاد نمود. سر انجام این برنامه با خروج کامل ماه از دام سایه زمین به اتمام رسید اما چه قدر غم انگیز است که ماه در برابر دیدگان ما تا چند سال برای بار دیگر در این دام قرار نمی گیرد... مسئولان برگزاری بخش عمومی برنامه: زهره رخشانی، یونس و هوشنگ سرگزی کارگروه برنامه ریزی و تحلیل پروژه های علمی برنامه: پوریا پهلوان، رامناز رئیسی فرد، بنیامین پیری و نیلوفر گمشادزائی کارگروه ضبط تصویری برنامه (برنامه نسل آسمان) : بنیامین پیری، پژمان ناروئی، ویدا داودی، ستاره زائرمیری، یونس و هوشنگ سرگزی ابزار های رصدی: تلسکوپ 10 اینچ نیوتنی با استقرار EQ6 ، تلسکوپ 10 اینچ دابسونی، تلسکوپ 6
ناسا توانست با موفقیت یکی از دوقلوهای "گریل" خود را به منظور نقشه برداری از میدان گرانشی همسایه زمین و تعیین ترکیبات و ساختارهای بخشهای ناشناخته آن وارد مدار ماه کند.
فضاپیمای گریل A در اواخر روز شنبه موتور اصلی خود را روشن کرد تا با این کار از سرعت خود کاسته و مسیری بیضی شکل را در مدار ماه طی کند. دو قلویش، گریل B نیز در روز اول سال جدید میلادی همین روند را در پیش خواهد گرفت.
این دو فضاپیما در کنار یکدیگر محاسباتی را انجام خواهند داد که انتظار می رود دیدگاهی جدید را درباره ساختار درونی ماه به وجود آورند. این اطلاعات جدید می توانند بسیاری از نظریه های موجود درباره ماه از قبیل دلیل تفاوت بالا میان بخشهای دور و نزدیک ماه را توضیح دهد. "ماریا زوبر" محقق ارشد این پروژه امیدوار است این دوقلو بتوانند در سال جدید میلادی اکتشافات بزرگی انجام دهند.
این دو فضاپیما سپتامبر سال گذشته از پایگاه کیپ کارناوال به سمت ماه پرتاب شدند و اکنون پس از گذشت ماه ها توانسته اند خود را به مدار ماه برسانند. گریل A که جلوتر از دوقلوی خود در حرکت است، راس ساعت 21:21 به وقت گرینویچ و پس از مانوری ویژه وارد مدار مورد نظر شود. گریل B نیز همین عملیات را در روز یکشنبه و ساعت 22:05 به وقت گرینویچ انجام خواهد داد.
بر اساس گزارش بی بی سی، پس از ورود به مدار دو فضاپیما برای 2ماه به تنظیم فاصله خود از سطح ماه خواهند پرداخت تا بتوانند به ارتفاع 55 کیلومتری دست پیدا کنند و پس از آن است که مطالعات علمی دو فضاپیما آغاز خواهد شد.
قرار است این دو فضاپیما نوسانات گرانشی بر روی ماه را که به واسطه نوسان جرمی بر روی سطح کره به وجود می آیند، مورد بررسی قرار داده و نقشه ای از آن ترسیم کنند.
سرزمینهای دور و نزدیک ماه
مدت زمانی که ماه برای گردش به دور خودش نیاز دارد با مدت زمانی که برای چرخش به دور زمین نیاز دارد با هم برابر هستند و به همین دلیل است که انسان همواره یک سمت ماه را می بیند. این پدیده گردش همزمان نام دارد و عامل ایجاد قلمرو نزدیک و دوردست ماه شده است.
سرزمینهای نزدیک ماه از لایه ای نرم و تیره به نام "ماریا" (ترجمه لاتین دریاها) پوشیده شده است که به واسطه جاری شدن ماگما در میان حفره های ماه به وجود آمده است.
قلمرو ناشناخته و دوردست ماه سرزمینی خشن تر است که از پوسته ای ضخیمتر برخوردار بوده و حفره های برخوردی در آن پستی بلندی های زیادی به وجود آورده اند، مرتفعترین سازه های ماه در قلمرو دورافتاده آن قرار گرفته است. فضاپیمای بدون سرنشین Luna 3 که در سال 1959 به سمت ماه پرتاب شد اولین فضاپیمایی است که توانست بخش دورافتاده ماه را به چشم دیده و از آن تصویربرداری کند، از این رو است که بسیاری از پدیده های موجود در بخش دور افتاده ماه نامهای قدیمی روسی دارند.
زمانی که یکی از دوقلوهای ماهنورد از ماه وارد میدان گرانشی متغییری شود، دچار کاهش یا افزایش سرعت خواهد شد و در این زمان فضاپیمای دوم که با فاصله 100 تا 200 کیلومتری از آن در حرکت است این تغییر را احساس می کند و تغییری کوچک که بیشتر از ابعاد یک سلول گلبول قرمز خون نیست در فاصله میان دو فضاپیما به وجود خواهد آمد.
با ترکیب اطلاعات به دست آمده از این دو فضاپیما با اطلاعات زمین شناسی از پستی و بلندی های ماه، دانشمندان می توانند ساختار و ترکیبهای درونی ماه را تخمین بزنند. دوره نقشه برداری از ماه 82 روز و تا اوایل ماه ژوئن به طول خواهد انجامید و پس از آن ماه در سایه زمین پنهان خواهد شد.
بر اساس گزارش اسپیس، در صورتی که باتری فضاپیماها بتوانند از این دوران تاریک جان سالم به در ببرند می توانند دور دوم نقشه برداری خود را از نیمه سال 2012 آغاز کنند. دور دوم نقشه برداری در ارتفاعی پایین تر انجام خواهد گرفت تا تصاویر با وضوح بالاتر و جزئیات بیشتر به ثبت برسند.
کاوشگر مریخ روسیه که در مدار پایین زمینگیر افتاده و ماه آینده قرار است با جو زمین برخورد کند، با تلاش یک عکاس نجومی هلندی در آسمان به تصویر درآمده است.
به گزارش سرویس فناوری خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، «رالف واندبرگ» در گفتوگو با سایت «اسپیس» از تلاش خود برای ثبت تصویر فضاپیمای ناموفق «فوبوس گرانت» روسیه در آسمان اروپا پرداخته که توسط تلسکوپ 10 اینچی نیوتونی وی شکار شده است.
واندبرگ ماه گذشته نیز تصاویری از این فضاپیما ثبت کرده بود، اما تصویر جدید از وضوح بهتری برخوردار است که در نتیجه عبور بالاتر «فوبوسگرانت» به دست آمده است.
در این تصویر میتوان به وضوح بخشهای مختلف فضاپیما از جمله اتاقک نیروی محرکه، فرودگر «فوبوس» آن و صفحات خورشیدی این فضاپیما را مشاهده کرد.
«فوبوس گرانت» در روز 9 نوامبر (18 آبان) به مقصد قمر «فوبوس» سیاره مریخ به فضا پرتاب شد، اما در پی بروز خطا در موتور اصلی آن، موفق به خروج از مدار زمین نشد و تلاشهای مستمر مهندسان نیز کار به جایی نبرد.
اکنون مهندسان منتظر ورود مجدد این فضاپیما در زمانی نزدیک به اواسط ژانویه به جو زمین و سقوط حدود 30 قطعه از آن بر روی زمین هستند.
کاوشگر مریخ روسیه که در مدار پایین زمینگیر افتاده و ماه آینده قرار است با جو زمین برخورد کند، با تلاش یک عکاس نجومی هلندی در آسمان به تصویر درآمده است.
به گزارش سرویس فناوری خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، «رالف واندبرگ» در گفتوگو با سایت «اسپیس» از تلاش خود برای ثبت تصویر فضاپیمای ناموفق «فوبوس گرانت» روسیه در آسمان اروپا پرداخته که توسط تلسکوپ 10 اینچی نیوتونی وی شکار شده است.
واندبرگ ماه گذشته نیز تصاویری از این فضاپیما ثبت کرده بود، اما تصویر جدید از وضوح بهتری برخوردار است که در نتیجه عبور بالاتر «فوبوسگرانت» به دست آمده است.
در این تصویر میتوان به وضوح بخشهای مختلف فضاپیما از جمله اتاقک نیروی محرکه، فرودگر «فوبوس» آن و صفحات خورشیدی این فضاپیما را مشاهده کرد.
«فوبوس گرانت» در روز 9 نوامبر (18 آبان) به مقصد قمر «فوبوس» سیاره مریخ به فضا پرتاب شد، اما در پی بروز خطا در موتور اصلی آن، موفق به خروج از مدار زمین نشد و تلاشهای مستمر مهندسان نیز کار به جایی نبرد.
اکنون مهندسان منتظر ورود مجدد این فضاپیما در زمانی نزدیک به اواسط ژانویه به جو زمین و سقوط حدود 30 قطعه از آن بر روی زمین هستند.
تحقیقات تازه نشان میدهند توفانهای دریایی و گرمسیری میتوانند زمینه را برای وقوع بلایای طبیعی دیگر آماده کنند. پژوهشی که توسط شیمون دووینسکی، استادیار دانشکده علوم جوی و دریایی دانشگاه میامی و دانشگاه بینالمللی فلوریدا انجام شده ارتباط معنیداری را میان توفانهای گرمسیری و زلزلههای ویرانگری که سال گذشته در هاییتی و تایوان رخ دادهاند، نشان میدهد.
دووینسکی میگوید: «هر پدیدهای که به بارشهای شدید منجر شود، میتواند وقوع زلزله را تسهیل کند. باران شدید لایههای سطحی خاک را از بین میبرد و باعث فرسایش شدید میشود. در نتیجه فشار کمتری روی گسلها و مناطق شکست وارد خواهد شد و این مناطق برای تخلیه انرژی که درون زمین ذخیره شده آمادگی بیشتری خواهند داشت».
به گزارش گیزمگ، دووینسکی و همکارانش در دانشگاه فلوریدا با تحلیل دادههای زلزلههای بزرگ هاییتی و تایوان و مقایسه آنها با تعدادی از زلزلههای مخربی که طی چهار سال گذشته و پس از توفانهای گرمسیری پربارش رخ دادهاند، موفق شدهاند شباهتهایی را میان این زمینلرزهها کشف کنند.
جالب است بدانید این دادهها در مورد زلزلههای ویرانگری که طی 50 سال گذشته رخ دادهاند نیز صدق میکند. به عنوان مثال زلزلههای 6.2 ریشتری تایوان در سال 2009 / 1388 و 6.4 ریشتری آن در سال 2010 / 1389 پس از توفان موراکوت رخ دادهاند و پس از توفان هرب در 1996 / 1375، زلزلهای 6.2 ریشتری در سال 1998 / 1377 و زلزلهای به بزرگی 7.6 ریشتر در سال 1999 / 1378 رخ داده است. توفان فلاسی در سال 1969 / 134 با زلزلهای 6.2 ریشتری در سال 1972 / 1351 همراه بوده و زلزله ویرانگر هاییتی با قدرت 7 ریشتر در حالی به وقوع پیوسته که تنها یک سال و نیم از گذر دو تندباد و دو توفان گرمسیری با بارش فراوان در فاصله کمتر از یک ماه از این منطقه میگذشته است.
به گفته این محققان تنها توفانهای همراه با باران شدید و توفانهای گرمسیری میتوانند شانس وقوع زلزله را آن هم بر روی گسلهای متمایل - گسلهایی که همسطح نیستند و یکی از سطوح آنها از دیگری بالاتر واقع شده - افزایش دهند.
تحقیق مشابهی که در سال 2009 / 1388 در نشریه علمی نیچر منتشر شده، ارتباط معنیداری میان توفانهای دریایی در تایوان و رخ دادن لرزشهای آهسته – زمینلرزههایی که به تخلیه انرژی زمین طی ساعتها یا روزها منجر شدهاند و در آنها از تخریب خبری نیست - اثبات کرده است.
هر دو تحقیق مذکور به تئوری در زمینشناسی مرتبط میشوند که برای اولینبار در سال 1987 / 1366 مطرح شده و از ارتباط مستقیم میان میزان بارشهای منطقهای با فعالیتهای ارتعاشی زمین صحبت میکند. محققان دانشگاه میامی و دانشگاه بینالمللی فلوریدا به زودی ارتباط میان توفانهای دریایی با زلزله را در مناطقی مانند فیلیپین و ژاپن بررسی خواهند کرد. شاید در نتیجه این تلاشها روشهایی مطمئن برای نظارت بر زمینلرزهها و پیشبینی زلزلههای آتی ایجاد شود.
شفق قطبی وقتی اتفاق میافتد که ذرات باردار فورانیافته از خورشید به میدان مغناطیسی زمین برخورد کرده و پس از منحرف شدن بهسوی قطبین مغناطیسی، به جو زمین نزدیک شده و با مولکولهای هوا برخورد میکنند. برانگیختهشدن ذرات اکسیژن منجر به تابش نورهای سبزرنگ میشود و تابش سرخفام مربوط به مولکولهای نیتروژن است. با نزدیکشدن به اوج فعالیت خورشیدی در سال 2013 و افزایش تعداد لکهها و شدت فورانهای خورشیدی، تعداد و شدت شفقهای قطبی در نواحی قطبی زمین نیز افزایش مییابد.
آنها در مسیر بازگشت و در حالی که نتیجه کار خود را با هیجان و اشتیاق نظاره میکردند، از مشاهده برفی که از دل ابرهای بارور شده به پایین سر میخورد، در پوست خود نمیگنجیدند. هر چند غوطه خوردن در میان انبوهی از کریستالهای درخشان برف نفس آدم را بند میآورد، ولی واقعیت هیجانانگیزتر، خلق نخستین بوران دستساز بشر در دنیا بود. راه یافتن این فناوری جدید به زندگی بشر هر چند دورنمای زیبا و نویدبخشی را حکایت میکرد، اما در عین حال آنقدر فوقالعاده به نظر میرسید که جایگاهی در مرتبه دستاوردهای استثنایی دانش بشری نظیر کشف دینامیت و شکافت هستهای و صد البته تقدیر تاریخی آنها پیدا کند. در واقع بعد از آزمایش موفق باروری ابرها با پاشیدن یخ خشک بر آنها، این باور و احساس متولد شد که نوع بشر بالاخره میتواند افسار کنترل و هدایت آب و هوا، یکی از سرکشترین متغیرهای سیاره زمین را به دست گیرد. یک دهه پس از خاکستر شدن آتش جنگ جهانی دوم و همچنان که تنشهای جنگ سرد بیشتر میشد و تب رقابت بر سر به نام زدن و تصاحب مرزهای علم و فناوری بین طرفین بالا میگرفت، ایالات متحده آمریکا به موضوع کنترل اوضاع جوی به عنوان سلاحی نیرومند نگاه میکرد که میتوانست از سلاح اتمی هم ویران کنندهتر باشد. جنگ سرد و گرم شدن بازار آب و هوا در تابستان 1332 ایالات متحده با تشکیل کمیتهای در سطح هیأت مشورتی ریاست جمهوری در موضوع کنترل اوضاع جوی، نخستین گام در جهت به خدمت گرفتن قدرتی که آنها را ناظم آب و هوای زمین میساخت، برداشت. این کارگروه طبق اهداف تعریف شده باید میزان کارایی و اثربخشی شیوههای اصلاح و تعدیل آب و هوا را مشخص کرده و ضمنا محدوده عمل و دخالت دولت در چنین فعالیتهایی را نیز تعیین کنند. خیلی زود و با شروع فعالیتهای مختلف تحقیقاتی و تبلیغاتی هر دو کشور آمریکا و شوروی در زمینه کنترل اوضاع جوی، رقابت داغی از ایدهپردازی دانشمندان هر دو طرف در گرفت، به نحوی که در همان سالهای میانی دهه 1950(30 خورشیدی) پای بحث و گفتوگوهای علنی و آزادانه آن در رسانهها باز شد. بستههای پیشنهادی مختلفی از سوی دانشمندان در این بحث و مناظرهها ارائه میشد که ضمن تحریک و کنجکاوی طرف مقابل نسبت به دامنه نفوذ و قدرت دیگری، جنبه تبلیغاتی و بازار گرمی عمومی نیز داشتند. از جمله متدهای رویاپردازانه و آرمانی دانشمندان درباره راهکارهای کنترل آب و هوا در آن سالها میتوان به موارد زیر اشاره کرد: استفاده از رنگدانههای رنگی در کلاهکهای یخهای قطبی به منظور ذوب کردن یخ آن نواحی و به راه انداختن سیلابهای ویران کننده، آزاد سازی مقادیر عظیمی از گرد و غبار به میان استراتوسفر برای افزایش نزولات جوی، احداث سدی مشتمل بر هزاران پمپ خیلی قوی در ناحیه تنگه برینگ (باریکه آبی که حد فاصل آلاسکا و سیبری شرقی محسوب میشود) برای بازهدایت آبهای اقیانوس آرام، این طرح به لحاظ نظری و روی کاغذ موجب افزایش دما در شهرهایی نظیر نیویورک و لندن میشد در حالی که مهندس روسی آن معتقد بود به فرونشاندن سرمای شدید نیمکره شمالی خواهد انجامید. مقایسه آب و هوا با بمب اتم در زمستان 1329 و در حالی که جهان هنوز مرعوب و مبهوت پرده آخر نمایش جنگ دوم و نمایش هولانگیز شکافتن اتم بر سر ژاپنیها بود، پرونده کنترل اوضاع جوی برای گرفتن مجوز ورود به جرگه سلاحهای راهبردی بخت بیشتری پیدا میکند. در آن تاریخ مقالهای در باب دستیابی به قدرت ویرانگر در صورت توانایی کنترل آب و هوا منتشر میشود که نقل قولهایش از زبان دکتر لنگمیر ـ برنده جایزه نوبل و پیشگام بارانسازی و چهره معروف علمی آن روزها ـ هیزم آتش مسابقه تسلیحاتی جنگ سرد را دو چندان میکند. این دانشمند خاطر نشان ساخته بود: «بارانسازی یا کنترل آب و هوا میتواند سلاحی به قدرتمندی بمب اتم باشد. همانطور که دولت در مورد انرژی اتمی رفتار کرد، در مورد کنترل آب و هوا نیز باید فرصت را مغتنم شمرده و دانش و قدرت آن را به چنگ خود درآورد.» اشاره لنگمیر به زمانی است که آلبرت اینشتین در سال 1318 قدرت بالقوه سلاحی با فناوری شکافت اتمی را برای روزولت فاش کرد و توجه به آن موضوع به تولید نخستین بمب هستهای دنیا منجر شد. در آن زمان لنگمیر از اعداد و ارقامی سخن میگفت که بالطبع جای هیچگونه بحث و تعللی را برای طرفین جنگ سرد جایز نمیشمرد؛ چرا که بر حسب میزان انرژی آزاد شده، تأثیر 30 میلیگرم یدید نقره تحت شرایط بهینه با تأثیر و انرژی آزادشده یک بمب اتمی برابری میکند. یدید نقره همان ترکیب نام آشنایی بود که در فرآیند باران سازی کاربرد داشت. از ترنادوکشی تا تغییر فصول، از تخیل تا واقعیت اوایل دهه 30 خورشیدی کمیته کنترل آب و هوای آمریکا به شکل گستردهای میان روزنامهها و نشریات پر خواننده کشور به نقل مطالبی میپرداخت که پیرامون چند و چون بهرهمندی ایالات متحده از حربه کنترل اوضاع جوی و منافع ملی و برتریهای ممکن و احتمالی دستیابی به چنین قدرتی دور میزد. نکته: ایده کنترل آب و هوا و سوء استفاده از آن بهعنوان جنگ افزار را می توان با چرخشی زیبا به ابزاری برای جلوگیری از فجایع طبیعی تبدیل کرد در همین رابطه، طرح روی جلد شماره 7 خرداد 1333 نشریه معروف کولیر مردی را نشان میداد که سامانهای مشتمل بر تعدادی اهرم و کلید را به کار گرفته و به معنای واقعی کلمه در حال رقم زدن تغییر فصول است. نکته جالبی در همان مقاله آمده بود که بیان میکرد: «در زمانهای که عصر سلاحهای اتمی و پروازهای مافوق صوت است، آرزو و مقصودی باقی نمیماند که ظرف 50 سال دوم قرن بیستم جامه عمل به خود نگیرد.» سناریوی یک سامانه کنترل آب و هوایی در آن زمان که انصافا چیزی از جاذبه و هیجان فیلمهای علمی ـ تخیلی و برخورد با نیروهای شر کم نداشت، از این قرار بود که یک ایستگاه هواشناسی ایالتی روی صفحه رادارش تشکیل ابری تهدیدآمیز را تشخیص میدهد که به سمت شهر یا فلان ناحیه در حرکت است. ریخت و ظاهر ابر مشاهده شده از ترنادویی (گردباد شدید) خبر میدهد که احتمالا در حال قوت گرفتن و گسترش بیشتر است، بنابراین پیام هشداری فوری به قرارگاه مرکزی هواشناسی ارسال میشود و ستاد فرماندهی نیز دستور از هم پاشاندن ابر مزبور را برای یگان هوایی صادر میکند و کمتر از یک ساعت پس از رؤیت اولیه ترنادو، مرکز عملیات پیامی به این مضمون از هواپیما دریافت میکند که: «مأموریت انجام شد. یورش توفان درهم شکسته شد. بدون تلفات جانی و بدون خسارت اموال.» بهرغم گذشت 70 سال از انتشار آن گزارش خواندنی و فارغ از اهدافی که دنبال میکرد، ذکری از پایان ماجرا و دورنمایی که از رابطه آینده علم و انسان بازگو میکند، خالی از لطف نیست. آنجا که نوشته: «این انهدام فرضی یک گردباد در بدو شکلگیری شاید امروز خیالی و خارقالعاده به نظر برسد، اما ظرف 40 سال آینده میتواند به واقعیت بدل شود.» در آن زمان تصور براین بود که با توسعه دانش هواشناسی میتوان به راههایی برای قلع و قمع گردبادها و تندبادهای تازه شکل گرفته دست یافت و فراتر از آن میتوان با تسلط بر کل آب و هوای زمین، دشمن را در آن سوی سیاره، زمینگیر کرد. شاید به راستی اگر پژوهش در حوزه هواشناسی از پشتوانه مالی شایسته و در خور جایگاهش برخوردار شود، بالاخره بتوان کنترل اوضاع آب و هوایی را در دست گرفت. وقتی ابر و باد برای تباهی بسیج میشوند در کنار چهره زیبا و نویدبخشی که از توانایی کنترل متغیرهای آب و هوایی و جلوگیری از فجایع طبیعی میتوان دید، سایه دشمنی و جنگ سرد در آن زمان آنقدر سنگین بود که برای هر دستاورد علمی، کاربردی ویرانگر و نظامی انتظار میرفت و در این میان قلم ژورنالیستها مجال خوبی برای ذکر قدرت و اهمیت چنین سلاح راهبردی ویرانگری محسوب میشد. در تابستان سال 1333 مقالهای به قلم گزارشگر علمی آسوشیتدپرس منتشر میشود و در بیان علت مزیت و برتری راهبردی منحصربهفردی که در سایه به دست گرفتن کنترل اوضاع جوی نصیب ایالات متحده خواهد شد، وی چنین مینویسد: «به لطف برخورداری از سلاح کنترل آب و هوا در آینده امکان آن فراهم خواهد شد که با بارورسازی ابرهایی که به سمت اتحاد شوروی حرکت میکنند، بارانهای سیلآسایی بر فراز روسیه ببارد یا اگر نتیجه عکس آن مورد نظر باشد، امکانش وجود خواهد داشت که خشکسالیهای ویرانگری را ایجاد کرد و محصولات کشاورزی را از طریق بارور سازی بیش از حد همان ابرها به کلی خشکاند و از صفحه روزگار محو کرد.» البته از شما چه پنهان که در شرح پر آب و تاب این کارزار آب و هوایی نکته ظریفی از قلم افتاده بود. در نبرد اعزام لشکر ابرهای ویرانگر، روسها فرصت جبران و انتقامگیری کمتری پیدا میکنند، چون بیشتر حرکت آب و هوا از سمت غرب به شرق است. ابر و باد مقابل مه و خورشید و فلک کم میآورند با توجه به آغاز فعالیتهای آژانس فضایی آمریکاـ ناساـ در همان دهه که از چرخش معنی دار این کشور به سمت فضا و تسخیر قلمروهای دور حکایت داشت، فروکش کردن تب کنترل آب و هوا نیز دور از انتظار نبود. در سال 1337 دکتر ادوارد تلر ـ پدر بمب هیدروژنی ـ در مقابل کمیسیون فرعی سنا اعتراف کرد اطمینان و اعتقادش برای موفقیت برنامه سفر انسان به ماه بیشتر از امکان به چنگ آوردن قدرت تغییر آب و هواست، ولی تحقق مورد دوم را هم محتمل میداند و چنانچه اتحاد شوروی ظرف 5 سال به آن دست یابد یا تا 50 سال دیگر هم ناکام بماند، برایش جای تعجبی نخواهد داشت. با این وصف، کمیته مشورتی کنترل آب و هوای آمریکا جا خالی نکرد، همان سال طی مقالهای هشدار داد چنانچه کشور دشمنی، مسأله کنترل آب و هوا را حل کرده و بتواند قبل از ما در جایگاه کنترل گسترده و فراگیر الگوهای آب و هوایی ظاهر شود، عواقب آن میتواند از جنگ هستهای هم فاجعه بارتر بشود. البته در کنار اقداماتی که درخصوص کنترل آب و هوا و سوءاستفاده از آن به عنوان جنگافزار مطرح میشد، این جریان با انتقادات و بدبینیهایی نیز مواجه بود که مشخصا در گزارش سال 1343 شورای ملی تحقیقات آمریکا بازتاب یافت. شورای تحقیقات نتیجهگیری کرده بود که ورود به برنامههای عملیاتی تغییر و اصلاح مدلهای آب و هوایی اقدامی نابهنگام و بیموقع است. اول از همه باید مسائل بنیادی بسیاری حل و فصل شوند. گزارش تحقیق و پژوهش شورا نشان میدهد تحقیق و رسیدگی بردبارانه و طولانی فرآیندهای جوی که با مطالعه و شناسایی کاربردهای فنی و تخصصی همراهی شود، نهایتا میتواند به تغییر و تعدیل مدلهای آب و هوایی سودمند و موثر بینجامد؛ ولی تاکید مصرانه شورا بر این است که مقیاس زمانی مورد نیاز برای موفقیت در این عرصه احتمالا بازهای چند دههای خواهد بود. آب و هوا و دوره چرخشهای گرمایی و سرمایی یا خشکسالی و تر سالی به قدری خارج از حوزه درک زمانی بشر است و آنقدر پیچیدگی دارد که مطمئنا و در صورت دست زدن به ترکیب فعلی آن، عواقبش گریبان سرزمین صاحب این قدرت را نیز خواهد گرفت. بشر باید یک بار برای همیشه باور کند که فقط یک زمین برای زندگی وجود دارد و دست از بازی های کودکانه و جنگ و دشمنی بر دارد .مثال سودای بشر برای کشف رموز هستی و دست یافتن به قدرت نهفته در آنها که عمدتا به طمع سلطه بر همه چیز و همهکس صورت میگیرد، مثال چشم تنگ دنیا دوست و خاک گور است و این حکایت همچنان باقی است.