کارشناسان قصد دارند با پمپاژ 24 میلیون گالن آب به داخل آتشفشان «نیوبری» در اورگان آمریکا انرژی برق تولید کنند.
به گزارش سرویس علمی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، انرژی زمین گرمایی (ژئوترمال) یکی از روش های تولید سوخت پاک در جهان محسوب می شود.
در این روش آب به اعماق زمین پمپاژ می شود. حرارت موجود در اعماق زمین، آب پمپاژ شده را به بخار یا آب گرم تبدیل می کند.
با استفاده از این بخار یا آب گرمی که به سطح زمین باز می گردد، در نیروگاه ها برق تولید می شود.
این پروژه تابستان سال آینده با بودجه 6.3 میلیون دلاری شرکت گوگل و 21.5 میلیون دلاری وزارت انرژی آمریکا در ایالت ورگان اجرایی می شود.
در این پروژه آب به لایه های زمین از جمله اطراف پوسته پمپاژ می شود. آب گرم یا بخاری که به سطح زمین باز می گردد، در تولید انرژی برق مورد استفاده قرار می گیرد.
میزان تولید انرژی از طریق پروژه های ژئوترمال یا انرژی زمین گرمایی در آمریکا در حال افزایش است، به طوری که این میزان از سال 2004 تا 2008 میلادی 5 درصد افزایش یافته است.
قرار است تولید انرژی در 9 ایالت این کشور نیز از طریق ژئوترمال انجام شده و حدود 3 هزار مگاوات برق از این طریق تأمین شود. در سال 2011 میلادی 123 طرح ژئوترمال در سراسر آمریکا در دست اجرا بود.
نقشه جدید پروژه نقشهبرداری لیمان آلفا بر روی مدارگرد اکتشافی ماه ناسا به نمایش ویژگیهایی از قطبهای شمال و جنوب ماه در نواحی بخش تاریک ماه پرداخته است.
به گزارش سرویس فناوری خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، در این نقشه از یک شیوه بدیع برای بررسی مناطق موسوم به سایهنشین ماه پرداخته و این بخشهای نامرئی را به منصه ظهور رسانده است.
این نقشهها به نمایش بسیاری از بخشهای همیشه تاریک ماه در طول موجهای فرابنفش دور پرداخته و نشان داده که این مناطق بسیار تاریکتر و قرمزتر ار نواحی نزدیکتر که نور خورشید را دریافت میکنند، هستند. این نواحی تاریک با خلل و فرجهای بزرگ سطحی سازگار بوده و یک خاک کرکدار را نشان میدهند که رنگ قرمز با احتمال وجود آب یخزده در این سطوح مطابق شده است.
به گفته محققان، نتایج بررسیها حاکی از وجود یک تا دو درصد آب یخزده در برخی از خاکهای مناطق همیشه تاریک است. اگرچه تا پیش از این انتظار میرفت که خط بینسیارهای لیمان آلفا پیش از متراکم شدن هر گونه آب یخزده را از بین ببرد.
طبق برآوردهای این تیم تحقیقاتی، فقدان آب یخزده حدود 16 برابر آهستهتر از انتظار است. علاوه بر آن، انباشت آب یخزده همچنین احتمالا به شدت به شرایط محلی مانند دما، چرخه گرمایی و حتی نظر زمین شناسی اخیر در مورد «تاثیر باغبانی» وابسته است.
شناسایی آب یخزده در این نواحی جدید به درک فزاینده دانشمندان در مورد وجود آب در ماه و انواع وابسته آن خواهد افزود.
مقایسههای این نقشهها که با استفاده از دادههای بدست آمده در بخش روز ماه بدست آمده، میتواند به کشفهای بیشتر در مورد آب یخزده و همچنین تخلخلهای سطحی بخش تاریک ماه بینجامد.
محققان پروژه نقشهبرداری لیمان آلفا قصد دارند از این شیوه بر روی مناطق دیگر ماه و همچنین دیگر اجرام آسمانی مانند سیاره عطارد استفاده کنند.
ساعت 7:30 بامداد (دوشنبه 26 دی 1390)، فورانی عظیم در منطقه لکههای خورشیدی 1401 و 1402 روی داد و انبوهی از مواد خورشیدی را روانه سیاره ناهید کرد. ممکن است این ذرات به زمین نیز برخورد کنند.
تصاویر تلسکوپ فضایی سوهو، بزرگی این طوفان خورشیدی را که به سوی سیاره ناهید رهسپار است، نشان میدهد. تصاویر دریافتی از تلسکوپ داینامیک خورشیدی ناسا، جزئیات بیشتری از چگونگی این فوران را نمایش میدهد که در فیلم انتهای مطلب مشاهده میکنید.
به گزارش ناسا، آخرین تحلیلها نشان میدهد این طوفان خورشیدی در اولین ساعتهای بامداد 29 دی به سیاره ناهید برخورد خواهد کرد و از آنجاکه این سیاره فاقد میدان مغناطیسی است، بخشی کوچک از جو این سیاره را با خود خواهد برد. این شبیهسازی را در فیلم زیر مشاهده میکنید. برای مشاهده این فیلم در ابعاد بزرگ، اینجا را کلیک کنید.
طبق آخرین تحلیلها، این احتمال وجود دارد بخشی از این طوفان در بعدازظهر 29 دی به زمین برخورد خواهد کرد. زمین دارای میدان مغناطیسی قدرتمندی است، بهطوری که پس از سیاره مشتری، شدت میدان مغناطیسی در سطح استوای زمین بیش از دیگر سیارات است. وجود همین میدان مغناطیسی است که زمین را از آسیب پرتوهای کیهانی و طوفانهای خورشیدی در امان نگاه میدارد. به هنگام برخورد طوفانهای خورشیدی، بخشی از ذرات باردار روانه قطبهای زمین شده و در اثر برخورد با مولکولهای جو، نورافشانی شفقهای قطبی را بهراه میاندازند.
معمولا با افزایش طول سیم هدایت الکتریکی آن کاهش مییابد؛ اما محققان ثابت کردند با کشیده شدن تک مولکولها هدایت الکتریکی آنها افزایش مییابد. دلیل این امر کاهش سد انرژی است که در حین کشیده شدن اتفاق میافتد. از مولکولهای منفرد برای تولید قطعات الکتریکی مانند مقاومت، ترانزیستور و دیود استفاده میشود. اخیرا نونگیجان تاو از موسسه بیودیزاین در دانشگاه ایالتی آریزونا گفته است که برخی خواص ذاتی مولکولها میتواند برای طراحی هوشمند ادوات جدید مورد استفاده قرار گیرد. در تحقیقاتی که اخیرا در نشریه Nature Nanotechnology به چاپ رسیده است، روشی برای کنترل شکل هندسی تک مولکولهایی که در میان یک جفت الکترود طلا قرار داده شده تا مداری ساده تشکیل شود، ارائه شده است. با این کار میتوان هدایت الکتریکی را تا 10 برابر افزایش داد. |
دستکاری مولکولی نیازمند بردباری و دقت نظر بالایی است. نونگیجان تاو در مقالهای که نوشته اشاره دارد که اگر شما یک مولکول را به الکترودی وصل کنیم آنگاه این مولکول مانند یک لاستیک کش میآید. اگر کشیدگی افزایش یابد آنگاه انتظار میرود که هدایت الکتریکی آن کاهش یابد زیرا رشتهها طویلتر هدایت الکتریکی کمتری دارد. از سوی دیگر با افزایش فاصله میان الکترودها مولکول کشیده میشود. اما آنچه نونگیجان تاو یافته این است که با کشیدگی مولکول اتفاق غیرمنتظرهای میافتد: هدایت مولکول افزایش مییابد. با یک کشیدگی ساده میتوان هدایت را حداقل 10 برابر افزایش داد. نونگیجان تاو میگوید این مسئله نتیجه قوانین مکانیک کوانتوم است که رفتار غیرمعمولی را به مواد بسیار کوچک دیکته میکند. البته به سادگی نمیتوان گفت که هدایت الکتریکی تک مولکول رابطه عکس با طول آن دارد، بلکه هدایت الکتریکی بستگی به تراز سطح انرژی دارد. زمانی که الکترونها درون فلز حرکت میکنند حرکت آنها کاملا آزادانه است اما وقتی به سطح تماس فلز مولکول میرسند باید بر یک سد انرژی غلبه کنند. ارتفاع سطح انرژی تعیین کننده چگونگی عبور الکترون است. با کشیده شدن مولکول، نیروی مکانیکی به مولکول وارد شده و سطح انرژی آن را کاهش میدهد، در نتیجه هدایت الکتریکی بهبود مییابد. نونگیجان تاو میگوید برخی به این موضوع و امکان تحقق آن میاندیشند، اما ما ثابت کردیم که این موضوع حقیقت دارد. در واقع وقتی مولکولی کشیده میشود، شکل هندسی آن تغییر کرده و طولش افزایش مییابد، این کار موجب کاهش انرژی در آن شده و حرکت الکترونها به سادگی در آن انجام میشود. |
مقدمه
چون قوانین بقا در مکانیک کوانتومی نیز معتبر هستند، لذا نتایجی که از استعمال آنها حاصل میشود که در مورد ذراتی با اندازههای اتمی و زیراتمی و کلان نیز معتبر است. در بیشتر مسائل برخورد ، ذرات برخورد کننده با سرعت ثابت حرکت میکنند و مدتی قبل از برخورد و بعد از آن تحت تأثیر هیچگونه نیرویی قرار نمیگیرند، در حالی که به هنگام برخورد ، تحت تأثیر نیروهایی هستند که بر یکدیگر وارد میکنند.
بنابراین از آنچه گفته شد، میتوان نتیجه گرفت که برخورد را میتوان با توجه به نوع و اندازه ذرات برخورد کننده مورد مطالعه قرار داد. به عنوان مثال ، در برخورد دو ذره با اندازههای بزرگ ، برخورد و تماس ذرات با یکدیگر کاملا اتفاق میافتد، در صورتی که در برخورد ذرات باردار اصلا تماسی بین ذرات صورت نمیگیرد، بلکه ذرات در اثر نیروهایی که به یکدیگر وارد میکنند، از کنار یکدیگر پراکنده میشوند. بنابراین ، در حالت کلی برخورد را میتوان از دو دیدگاه مکانیک کلاسیک و مکانیک کوانتومی مورد مطالعه قرار داد.
نظریه برخورد از دیدگاه مکانیک کلاسیک
دو ذره با اندازههای معمولی را در نظر میگیریم که در حالت کلی به طرف یکدیگر در حال حرکت هستند. ذرات بعد از برخورد با یکدیگر در مسیرهای متفاوت پراکنده میشوند. در این حالت اگر نیروهای متقابل به هنگام برخورد ، تابع قانون سوم نیوتن باشند، اندازه حرکت خطی کل ذرات قبل از برخورد و بعد از برخورد برابر خواهد بود. اگر قانون سوم نیوتن بصورت دقیقش معتبر باشد، اندازه حرکت زاویهای کل نیز بقا خواهد داشت (بقای اندازه حرکت زاویهای).
هچنین اگر نیروهای متقابل پایستار باشند، (به عنوان مثال نیروی اصطکاک یا نیروهای غیرپایستار دیگر وجود نداشته باشد) ، انرژی جنبشی ثابت خواهد بود (چون انرژی پتانسیل قبل و بعد از برخورد یکسان است). در هر حال ، اگر تمام انرژی و اندازه حرکت خطی و زاویهای از جمله آنچه را که با تمام تشعشعات صادر شده از دستگاه و تمام انرژیهایی که از صورت جنبشی به صورتهای دیگر و بالعکس تبدیل میشوند، همراه است، در نظر بگیریم، قوانین بقا همیشه معتبر خواهند بود.
شایان ذکر است که آنچه در مورد برخورد ذرات در مکانیک کلاسیک گفته شد، در حالت کلی است. به عبارت دیگر ، برخورد در مکانیک کلاسیک را میتوان با توجه به ابعاد سیستم مورد بررسی قرار داده و نیروهای متقابل بین ذرات برخورد کننده را بصورت مبسوط شرح داد.
انواع برخورد در مکانیک کلاسیک
برخورد الاستیک
در این حالت اندازه حرکت خطی دو ذره ، قبل و بعد از برخورد بقا خواهد داشت و علاوه بر آن انرژی جنبشی نیز ثابت خواهد بود و ذرات بعد از برخورد متناسب با جرم خود و سرعت قبل از برخورد پراکنده میشوند. در این حالت هیچگونه نیروی تلف کننده یا غیرپاستیاری وجود ندارد.
برخورد غیرالاستیک
اگر یکی از نیروهای متقابل بین ذرات برخورد کننده ، غیرپاستیار باشد، در این صورت انرژی جنبشی قبل از برخورد و بعد از برخورد یکسان نخواهد بود و بسته به علامت تفاضل انرژی جنبشی قبل از برخورد و بعد از برخورد ، برخورد انرژیگیر یا انرژیزا خواهد بود. در این حالت فقط اندازه حرکت بقا خواهد داشت.
برخورد غیرالاستیک کامل
اگر ذرات در اثر برخورد به یکدیگر چسبیده و بعد از برخورد به همراه یکدیگر مانند یک جسم حرکت کنند، برخورد را غیرالاستیک کامل میگویند. به عنوان مثال ، تکه چوبی را در نظر بگیرید که بوسیله دو تکه ریسمان از محلی آویخته شده است، اگر گلولهای را به طرف این تکه چوب شلیک کنیم، گلوله در داخل تکه چوب قرار میگیرد و بعد از برخورد این دو با هم حرکت میکنند.
برخورد در مکانیک کوانتومی
ساختار اتم و مولکول بیشتر از طریق طیف نمایی کند و کاو شده است. برای درک نیروهای هستهای و قوانین حاکم بر برهمکنشهای بین ذرات بنیادی ، تنها تکنیک قابل استفاده ، پراکندگی ذرات گوناگون بوسیله هدفهای مختلف است. به عنوان مثال ، رادرفورد برای مطالعه ساختار اتمی ابتدا صفحه طلا را بوسیله ذرات آلفا مورد بمباران قرار داد و با مطالعه ذرات پراکنده شده ، به مطالعه ساختار اتمها پرداخت.
اتمی را در نظر بگیرید که در حالت پایه خود قرار دارد. اگر این اتم به نحوی (مثل گرم کردن) تحریک شود و به ترازهای بالاتر برانگیخته شود، بعد از مدت کوتاهی با صدور یک فوتون به حالت پایه خود برمیگردد. این فرآیند را پراکندگی یا برخورد نمیگویند، بلکه این فرآیند تنها یک فرآیند تحریک است، اما در هستهها و ذرات بنیادی چون طول عمر ذرات به حد کافی طولانی نیست، لذا تفکیک بین پراکندگی و واپاشی تقریبا غیر ممکن است.
سطح مقطع برخورد
در مورد ذرات با ابعاد اتمی و زیراتمی چون اندازه ذرات برخورد کننده بسیار کوچک است، بنابراین با تعریف کمیتی به نام سطح مقطع برخورد ، این فرآیند مورد مطالعه قرار میگیرد. شیوه ایدهآل صحبت از پراکندگی ، فرمولبندی کردن معادلاتی است که آنچه را که اتفاق میافتد، دقیقا توصیف میکنند. از طرف دیگر ، چون بر اساس نظریه دوبروی به هر ذره مادی یک حالت موجی نیز نسبت میدهیم، بنابراین نزدیک شدن ذره فرودی به ذره هدف را به صورت یک بسته موجی تعریف میکنیم که به آن نزدیک میشود.
بسته موج باید از لحاظ فضایی بزرگ باشد، بطوری که در طول آزمایش بطور محسوس پهن نشود و باید در مقایسه با ذره هدف بزرگ ولی در مقایسه با ابعاد آزمایشگاه کوچک باشد، یعنی نباید همزمان هدف و آشکارساز را همپوشی کند. ابعاد جانبی در واقع از اندازه باریکه در شتاب دهنده تعیین میشوند. در آنجا برهمکنش با هدف صورت میگیرد و سرانجام دو بسته موج میبینیم. یکی از آن دو که مستقیم به جلو میرود و قسمت پراکنده نشده باریکه فرودی را تشکیل میدهد و دیگری تحت زاویهای پراکنده میشود و ذرات پراکنده شده را توصیف میکند.
تعداد ذرات پراکنده شده به درون زاویه فضایی مفروض ، در واحد زمان و واحد شار فرودی ، به عنوان مقطع پراکندگی دیفرانسیلی تعریف میشود. بهعبارت دیگر ، در اطراف ذره هدف سطحی تعریف میشود که اگر ذره فرودی به داخل این سطح وارد شود، برخورد صورت میگیرد، در غیر این صورت ، برخورد ، وجود نخواهد داشت. این سطح فرضی به عنوان سطح مقطع برخورد معروف است.
مثالی از برخورد کوانتومی
یک نمونه بسیار بارز از اینگونه برخورد ، پراکندگی کامپتون میباشد. در این حالت تابشی با طول موج مفروض به یک ورقه فلزی تابانده میشود. این باریکه را طبق نظریه پلانک میتوان به صورت فوتونهایی با انرژی hv در نظر گرفت. بنابراین فوتون با الکترون در حال سکونی در داخل اتم برخورد میکنند. بعد از برخورد یک فوتون پراکنده و یک فوتون پسزده شده، خواهیم داشت (اثر فتوالکتریک). روابط مربوط به این پدیده را با لحاظ کردن قوانین بقای اندازه حرکت و انرژی میتوان بدست آورد.
افرادی که در معرض پرتوهای یونیزه کننده قرار دارند شناخته شده تر از آنهایی هستند که در معرض آلودگی هوا قرار دارند. نگرانی عموم مردم راجع به پرتوهای یونیزه کننده به واسطه آزمایش سلاح های هسته ای بیشتر شده است. بازتاب این مسئله باعث شده است افرادی که در ارتباط با صنعت برق هسته ای فعالیت می کنند، آگاهی بیشتری از خطرات آن داشته باشند. خوشبختانه میزان تشعشعات رادیواکتیویته امروزه به دقت قابل اندازه گیری است و اثرات آن در مقایسه با خطرات دیگر با اثرات طولانی مدت، مانند مواد سرطان زای شیمیایی؛ به خوبی شناخته شده است. بر عکس تصور عامه ای که وجود دارد، تشعشع در اساس یک عامل سرطان زای خفیف است.
تفاوت بین اثرات ناشی از سوختن زغال سنگ و انرژی هسته ای بر کیفیت هوا، کاملا مشخص است. خطرات در کمین فردی که در نزدیکی یک نیروگاه هسته ای زندگی می کند کمتر از شخصی است که چند ساعت در هر سال پرواز می کند و پرتوهای هسته ای دریافت می دارد. از طرف دیگر، هرکس که در مسیر باد یک نیروگاه زغال سنگی باشد می تواند اثرات آن را بر هوا ببیند، حتی این اثر تا حدی است که سبب تاثیر گذاری بر سلامت انسان می شود.در بعضی موارد، زغال سنگ دارای مقدار کافی رادیم و توریم است که این مواد رادیواکتیو در خاکستر ناشی از سوختن زغال سنگ باقی می ماند.
خوشبختانه میزان تشعشعات رادیواکتیویته امروزه به دقت قابل اندازه گیری است و اثرات آن در مقایسه با خطرات دیگر با اثرات طولانی مدت، مانند مواد سرطان زای شیمیایی؛ به خوبی شناخته شده است
سهم حاصل از تابش از زمین و ساختمان ها در مناطق مختلف، متفاوت است. در کانادا دز دریافتی از زمین بین 5/0 تا1/1 میلی سیورت در سال (mSv/yr) تغییر می کند. در سیدنی این دز بین 16/0 تا9/0 میلی سیورت متغییر است. در آرمیدال نیوساوث ویلز استرالیا دز 5/2 برابرمعمول است و در پرث در استرالیای غربی این سطح دز دریافتی به 3 میلی سیورت درسال می رسد. شهروندان کورنوال در انگلستان میانگین دز حدود 7 میلی سیورت درسال را دریافت می کنند. صدها هزار نفر در هندوستان،برزیل و سودان تا 40 میلی سیورت در سال و بعضی افراد در ایران به میزان چندین برابر بیشتر دز تابشی دریافت می کنند و در هیچ یک از موارد اثرات بیماری خاصی دیده نشده است.دز تابشی حاصل از پرتوهای کیهانی با ارتفاع و عرض جغرافیایی تغییر می کند.خلبانان و خدمه هواپیماها ممکن است تا حدود 5 میلی سیورت در سال پرتو دریافت کنند در حالی که دز دریافتی شهروندان انگلستان از نیروگاه های هسته ای بسیار ناچیز و در حدود 0003/0 میلی سیورت در سال است.
کمیسیون بین المللی مقابله با اثرات پرتوها، علاوه بر دز دریافتی زمینه، حدود زیر را توصیه می کند:
* برای مردم عادی،1000(یعنی 1میلی سیورت در سال)
* برای افرادی که با پرتوها سرو کار دارند 000/20 (یعنی 20میلی سیورت در سال) میانگین گرفته شده در 5 سال متوالی
زمین رادیواکتیو است، گرچه با واپاشی ایزوتوپ های با نیمه عمر بلند، این اکتیویته کمتر می شود. واپاشی رادیواکتیو سبب آزاد شدن تابش پرتوهای یونیزه کننده می گردد. همانند رادیواکتیویته زمین، ما به طور طبیعی در معرض تابش کیهانی از فضا نیز هستیم. علاوه بر این دو مورد، ما مقداری دز تابشی حاصل از منابع مصنوعی مانند پرتوهای ایکس را نیز دریافت می دارند. همچنین به واسطه ی اعمالی نظیر پرواز با آنهایی که با اسکی در ارتفاع سر و کار دارند، مقدار بیشتری دز تابشی از پرتوهای کیهانی دریافت می کنند. یک فرد بالغ در حدود 13 میلیگرم پتاسیم رادیواکتیو-40 و برخی از رادیوایزوتوپ های دیگر را در بافت های بدن خود دارد. بنابراین انسان ها حتی یکدیگر را در فواصل نزدیک، نیز مورد تابش پرتوهای خود قرار می دهند.
در عمل، حفاظت در برابر پرتوهای هسته ای بر اساس این واقعیت مهم است که هرچند افزایش کوچک در پرتوگیری علاوه بر پرتوگیری طبیعی مضر نیست ولی باید در حداقل ممکن نگه داشته شود. برای این امر، کمیسیون بین المللی حفاظت در برابر پرتوها ICRP استانداردهایی بر اساس سه اصل زیر توصیه می کند:
توجیه: هیچ عملی که باعث قرار گرفتن در معرض پرتوگیری است نباید انجام شود مگر آن که یک فایده اساسی برای جامعه داشته باشد.
بهینه سازی: دزهای تابشی و خطرات باید در حد هر چه کمتر که به طور منطقی ممکن است و از نظر عوامل اقتصادی و اجتماعی مربوط به آنها نیز قابل قبول باشد.
محدودیت: نباید فرد در آن حد پرتوگیری کند که برای او مضر است.
ماهیت و معادلات حرکتی نور:
در هر محیط مادی سرعت نور و و طول موج آن مقدارشان از مقدار خلا کمتر است کمیتی که در هر محیطی ثابت می ماند فرکانس نور هست. فرکانس نور با طول موجش نسبت عکس دارد.(V=F L) که در آن F معرف فرکانس وL معرف طول موج و V معرف سرعت نور در محیط مادی می باشد.
در اپتیک خواص محیط در یک طول امواج را می توان توسط یک پارامتر یعنی نسبت سرعت نور در خلا به سرعت نور در محیط توصیف نماییم. این پارامتر ضریب شکست نام دارد.(n=c/v) بنابر این در یک محیط مادی داریم : (V=F L )
که در این رابطه (n) این ضریب شکست تنها کمیتی است که برای محاسبه رفتار نور در محیط مورد نیاز هست.از آنجایی که سرعت نور در محیط های مختلف متفاوت است ،تعیین مسیر پیشروی نور ردیایی پرتو) که از میان محیط های مختلف طی مسیر می کند مشکل می باشد.
کمیات نوری د رمحیط و خلا:
سرعت نور د رخلا ، فرکانس نور ، طول موج نور د رخلا ، ضریب شکست نور ، سرعت نور در محیط، طول موج نور در محیط و...
فرض کنید که (x) فاصله ای باشد که موج نوری در مدت زمان (t) در خلا طی می کند (x=c t) در همان فاصله زمانی (t) موج فاصله کوتاهتر( x1) را در محیطی با ضریب شکست (n1)طی خواهد کرد .برای سایر محیط ها با ضرایب شکست n3،n2 و... فاصله پیموده شده برابراست با: x3،x2و... اگر تمام این معادلات در ضرایب شکست مربوطه ضرب شوند در این صورت همه کمیاب برابر مسافت طی شده در خلا خواهد بود.
بنابراین مسافت های معادل با مسافت در خلا وجود دارند که طول راه نوری نامیده می شوند. با این کمیت می توان مسافت های را که نور در محیط های مختلف طی می کند با هم مقایسه کرد.
محاسبه سرعت نور د رمحیط بوسیله روابط ماکسول:
معادلات ماکسول نیز سرعت نور در محیط را بطور دقیق معرفی می کند برای این منظورمعادلات ماکسول را فقط لیست می کنیم:
قانون گوس در الکتریسیته
قانون گوس در مغناطیس
قانون القای فاراده
قانون تعمیم یافته آمپر
معادلات(1)و(2) در محیط مادی دست نخورده باقی می مانند اما در معادلات (3)و(4) فقط ثابت ها ی خلا جای خود را به گذردهی الکتریکی محیط و تراوایی مغناطیسی محیط می دهنددر نتیجه سرعت انتشار اموج الکترو مغناطیسی (نوری) در محیط ها (V) بدست می آید. با به کار بردن کمیت بدون بعد نسبت تراوایی مغناطیسی محیط به خلا به نام تراوایی نسبی و نسبت گذردهی الکتریکی محیط به خلا به نام گذر دهی نسبی یا ضریب دی الکتریک می توانیم سرعت نور در محیط را بر حسب کمیات الکترومغناطیسی محیط بنویسیم.
در داخل محیط های جاذب نور ضریب شکست و به تبع آن سرعت نور دیگر ثابت نمی ماند و فرکانس نور نیز در چنین محیط هایی تغییر می کند برای بررسی محیط های این چنینی ضریب جذبى را نیز به عنوان ثابت دیگری تعریف می کنیم.
به گزارش خبرگزاری مهر، مجله علمی نشنال جغرافی در ادامه انتشار تصاویری با موضوع "هنر طبیعت"، این بار به سراغ اشکالی رفته است که در دنیای سیارات در قاب تصویر پیشرفته ترین تلسکوپهای دنیا جاودانه شده اند.
غول و کوتوله- تصویری از Io یکی از قمرهای مشتری
این پدیده را نباید با خرمن ماه اشتباه گرفت، پدیدهای که در آبوهوای مرطوب (مانند شمال کشور) به وفور دیده میشود و در اثر آن، حلقههای رنگی در اطراف ماه دیده میشود، درست شبیه به هالههای رنگی که به دور چراغهای سقف استخر دیده میشود یا در هوای مهآلود به دور چراغهای خیابان یا چراغهای خودرو شکل میگیرد.
این عکس را روسلان احمتصافین از یاکوتیا در شمال روسیه ارسال کرده است.
دانشمندان در دانشگاه "اکستر" با استفاده از مقداری اطلاعات نجومی توانسته اند صحنه ای از یک غروب خورشید واقعی را در سیاره ای بیگانه شبیه سازی کنند.
به گزارش خبرگزاری مهر، این منظره شبیه سازی شده از غروب خورشید در صورتی دیده خواهد شد که فرد در مدار 10 هزار کیلومتری سیاره فراخورشیدی به نام HD209458b در حرکت باشد، جهانی در فاصله 150 سال نوری از زمین که به صورت غیر رسمی با نام "اوسیریس" شناخته می شود. این سیاره جهانی گازی و بزرگ است که در فاصله ای بسیار نزدیک از ستاره اش در حرکت است. از آنجایی که فاصله این سیاره و ستاره اش کم است، حرارت اتمسفری آن بسیار بالا و در حدود هزار درجه سلسیوس است، این به آن معنی است که لایه های بیرونی اتمسفر این سیاره کاملا متورم است.
محققان با استفاده از اطلاعات به ثبت رسیده توسط طیف سنج STIS و تلسکوپ فضایی هابل توانستند محاسبه کنند که از میان اتمسفر این سیاره، ستاره اش در افق به چه شکلی دیده خواهد شد. به گفته دانشمندان خورشید سیاره اوریسیس در افق این سیاره در طیف رنگی سفید تا آبی دیده خواهد شد. آبی بودن ستاره به این دلیل است که سدیم موجود در اتمسفر نور نارنجی-سرخ را که از ستاره تابیده می شود، به خود جذب خواهد کرد و ستاره آبی دیده خواهد شد. با فاصله گرفتن ستاره و سیاره از یکدیگر، "پراکندگی رایلی" (مکانیزمی که آسمان زمین را آبی رنگ جلوه می دهد) به واسطه مولکولهای اتمسفری نور آبی را از ستاره بیشتر پراکنده می سازد و در این شرایط تنها نوری که می تواند از میان اتمسفر عبور کند، نور سبز و قهوه ای تیره است. بر اساس گزارش دیسکاوری، به این شکل اتمسفر سیاره به واسطه تشعشعات مولکولهای اتمسفری و پراکندگی رایلی به رنگ آبی خواهد درخشید.